تبليغاتX
بسوی بی نهایت
شهيد مزاري، وحدت ملي درسايه عدالت اجتماعي

محمد اسحاق فياض:

يكي از شعارهاي رهبر شهيد مزاري در طول مبارزه" وحدت ملي" در سايه "عدالت اجتماعي" بود. بايد گفت كه وحدت ملي شعاري است كه همه گروهها آن را سرداده و سر مي دهند، اما آنچه مهم است راهكارهاي تحقق وحدت ملي درافغانستان مي باشد. اين راهكار ها مي تواند، ساختار و كارويژه هاي يك نظام سياسي را در قالب وحدت ملي ميان اقوام متعدد در يك كشور ارايه نمايد.آنچه دراين جا رهبر شهيد بشتر از همه تاكيد دارد تحقق" عدالت اجتماعي" در جامعه افغاني است، يعني راهكار وحدت ملي و چشم انداز برون رفت از بحران ملي و كسب مشروعيت سياسي در سايه تحقق عدالت اجتماعي امكان پذير است و مي تواند ترسيمي از يك نظام سياسي ماندگار در كشور چند قومي ارايه دهد.



اما اينكه تحقق عدالت اجتماعي تا چه اندازه مي تواند در تحقق وحدت ملي نقش داشته باشد، در قدم اول بايد به اين نكته توجه كرد كه جه چيزي وحدت ملي را در يك كشور به چالش مواجه مي سازد؟ در هركشوري ممكن عوامل متعددي باعث شود كه وحدت ملي به چالش هاي متعدد دچار گردد، اما در افغانستان آنچه وحدت ملي را به چالش هاي متعدد مواجه ساخته است، نبود عدالت اجتماعي در ساختار قدرت ميان اقوام و تقسيمات كشوري و ملي است.

اين مسئله در گذشته سبب شده بود كه اقوام مليت هاي موجود در افغانستان بدون آن كه به يك هويت سياسي ملي و يك ملت واحد تشكل پيدا كنند گرفتار رفتار ها و بافتارهاي قومي و قبيلوي گرديدند.

شهيد مزاری (ره) با درك اين واقعيت ‏توسعه سياسي را در سايه عدالت اجتماعي براي رسيدن به يك ملت واحد افغاني هدف مبارزاتي خود قرار داد. او بر اين باور بود که کتمان هويت ‏سياسي و اجتماعي برخي اقوام نمي‌توان مشکل اين کشور را حل كند،افغانستان در صورتي ‏مي‌تواند به سوي امنيت و آرامش گام بردارد و به رفاه و آسايش و پيشرفت علم و ‏دانش برسد که مردم اين کشور به وحدت ملي برسند و هويت سياسي يکديگر را کتمان نکنند و ‏‏" کليه مليتهای مسلمان اين سرزمين{اعم از پشتون، تاجيک، هزاره، ازبک، ترکمن، غزلباش و ...} ‏هويت سياسي داشته باشند و با توافق و شرکت آنها حکومت آينده کشور ساماندهي شود".(1)‏

ملت واحد و مبتني بر عدالت اجتماعي در هر جامعه، يک ضرورت مي‌باشد و زماني تحقق ‏مي‌يابد که افراد آن جامعه به اراده مشترک رسيده و احساس تعلق به سرزمين واحد و مشترکات ‏تاريخي، فرهنگي و عنعنوی، آنان را گردهم آورده باشد.

شهيد مزاری (ره) با ارائه طرح مليتهای برادر در افغانستان، مفهوم تئوری ملت سازی در اين ‏کشور را توسعه داد و مي‌خواست با ايجاد ملت واحد و يک پارچه، دروازه تمدن، پيشرفت، توسعه ‏سياسي و دموکراسي را به روی افغانستان باز کند. روی اين جهت با عواملي که تنش در کشور را ‏افزايش مي داد و به وحدت ملي و عدالت اجتماعي صدمه وارد مي‌‌کرد، شديداً مخالف بود و باور ‏داشت که اينگونه مسايل جلو پيشرفت کشور را مي‌گيرد و لذا بطور شفاف و روشن اعلان نمود:‏"حزب وحدت اسلامي از هر طرحي که منجر به عدالت اجتماعي در جامعه افغانستان گردد و ‏حقوق مليتهای محروم را اعاده کند استقبال مي‌کند. برای ما مهم نيست که لويه جرگه تشکيل شود و يا ‏مجلس ملي، مهم اين است که حقوق مردم در نظر گرفته شده، به تناسب حضور و ميزان جمعيت شان ‏در تصميم گيريها سهيم باشند."(2)

شهيد مزاری (ره) اختلاف و نفاق ملي را مانع عمده در راه ايجاد ملت واحد، توسعه سياسي و ‏گسترش علايق ملي مي‌دانست و معتقد بود، تا زماني که نخبگان سياسي جامعه ما از دلبستگيهای ‏نژادی و گروهي خود دست بر ندارند، محال است که وحدت ملي و يک ساختار سياسي فراگير و ‏فراقومي و فراجناحي در افغانستان به وجود آيد.  شهيد مزاري براي برون رفت از شكاف هاي قومي و بحران بوجود آمده در كشور تحقق عدالت اجتماعي را يگانه راهكار عملي براي برون رفت از بحران افغانستان مي دانست، اما مفهوم عدالت اجتماعي در انديشه آن شهيد ار ساختار گسترده اي برخورداربود كه مي توانست ضامن تحقق و بقاي وحدت ملي ميان مردم چند قومي افغانستان باشد. براين اساس وقتي ما مفهوم عدالت اجتماعي را در انديشه رهبر شهيد مي شكافيم، مفاهيم ديگري از درون اين قالب بيرون مي شود كه انديشه عدالت خواهي رهبر شهيد را تفسير مي كند و تصويري شفاف تراز عدالت اجتماعي را در راستاي تحقق وحت ملي ماندگار در جامعه افغاني ارايه مي كند. اين واژگان و شعار ها عبارت است از" مشاركت تناسبي اقوام افغاني در قدرت سياسي" و " تغيير ساختار تقسيمات كشوري" به صورت عادلانه "  وتقسيم ثروت ها و خدمات ملي به صورت عادلانه براي همه مردم افغانستان بدون هيچ گونه تبعيض  ميان اقوام و كتله هاي قومي افغاني.

شهيد مزاري براي رسيدن به انتخابات عادلانه دو شرط اساسي را مطرح كرد. يكي مشاركت تناسبي اقوام بود و ديگري تغيير ساختار اداري كشور.  او خود طي مصاحبه‌اي مي گويد:«ما حقوق همه مردم افغانستان را طبق نفوس و به تناسب حضورشان در صحنه هاي جهاد مي خواهيم… هر مليتي به تناسب واقعيت وجودي و حضور خود در اين كشور، در سرنوشت سياسي خود سهيم باشند.»(3 ) شهيد مزاري با طرح اين مسئله خواهان تغيير ساختار حكومتي تك قبيله اي و تك قومي گذشته به ساختار دولتي مردمي دموكرات و فراگير بود، تا در سايه چنين ساختاري مظالم گذشته مرتفع گردد و به مرور ايام شكافهاي قومي، قبيلوي و مذهبي محو گردد و وحدت ملي در سايه مشاركت همه اقوام به وجود آيد. «يگانه چيزي كه مردم افغانستان بعد از 14 سال جنگ به آن نياز مبرم دارند صلح و آرامش است و راه ايجاد صلح و امنيت در كشور، احترام گذاشتن به حق و حقوق تمام مليتهاي با هم برادر و كسب رضايت تمام قوتها است.»(4)

البته طرح مشاركت تناسبي اقوام در قدرت با تقسيم قومي قدرت اشتباه نشود. در تقسيم قومي قدرت پست ها و مقامات دولتي بر مبناي شخصي و موروثي ميان اقوام تقسيم مي شود مثل ساختار قدرت در لبنان كه رياست جمهوري از ماروني‌ها، نخست وزيري از اهل سنت و رياست مجلس از شيعيان است. در حاليكه در مشاركت تناسي اقوام، لياقت‌هاي افراد مدنظر است، از هر قوم با توجه به ميزان حضور فيزيكي‌شان افراد لايق را در پست هاي مختلف انتخاب مي نمايند. تناسب قومي، معيار شركت دادن اقوام به ميزان نفوس شان در قدرت است و اينكه قدرت و مقام شخصي براي هميشه به آنان داده شود، مدنظر نيست، هدف اصلي اين طرح را فقط مي توان در تئوري عدالت اجتماعي شهيد مزاري جستجو كرد كه با توجه به پيشينة تاريخي كشور معنا و مفهوم پيدا مي كند.

آنچه گفته آمديم به اين نتيجه مي رسيم كه محوري ترين شعار و هدف شهيد مزاري درافغانستان تحقق عدالت اجتماعي در تمام زمينهاي سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي بود و او بدين باور بود اگر عدالت اجتماعي درافغانستان پياده شود، وحدت ملي ماندگار در قالب هويت ملي افغاني ميان همه اقوام ساكن دراين كشور بوجود خواهد آمد.

 

پاورقي:

1- فرياد عدالت،( مجموعه مصاحبه های استاد مزاری)  به کوشش عبدالله غفاري لعلي (موسسه ‏فرهنگي تحقيقاتي و آموزشي شهيد سجادی، قم، 1373) ص 101‏

2- منشور برادری،( مجموعه سخنراني ها و مصاحبه های استاد مزاری )، سال 1379، ص 374

            3- فرياد عدالت، پيشين، ص 6-25، نشريه وحدت اسلامي، كابل (19/4/1371

            4- فرياد عدالت، پيشين، ص 74، مصاحبه با بي.بي.سي

بر گرفته از سایت بند امیرhttp://www.bandamir.com/modules.php?name=News&file=article&sid=138&mode=thread&order=0&thold=0

+ نوشته شده توسط .... در جمعه بیست و دوم آبان 1388 و ساعت 20:1 |
سفر داکتر رمضان بشردوست کاندیدای ریاست جمهوری به بامیان
  14 ژوئيه 2009
http://www.afghanpen.com/spip.php?article487http://kabulpress.org/my/spip.php?article3700http://kabulpress.org/my/spip.php?article3665

 

ازمیان کاندیدای ریاست جمهوری، دومین کاندیدایی که برای انجام تبلیغات انتخاباتی خود به بامیان سفر کرده است، داکتر رمضان بشردوست است.

این کاندیدای ریاست جمهوری، روز سه شنبه پس از دیدار و صحبت با تعدادی از مردم بامیان، درباره هدف از سفرخود به این ولایت، به رادیوبامیان گفت: هدفت آمدن من به بامیان این است که با مردم این ولایت دیدار کنم، از خواسته های آن ها از نزدیک اطلاع پیدا کنم و از طرف دیگر، اولین چیزی که می خواستم در بامیان ببینم، سرک کاهگلی این شهر است.

این کاندید ریاست جمهوری افزود: به مردم بامیان گفته ام: به وعده های بشردوست هم باور نکنند و تنها بر معیار عمل، درباره کاندیداها، قضاوت نمایند.

داکتر بشردوست این کاندیدای ریاست جمهوری دفتر تبلیغات انتخاباتی در بامیان ندارد و تنها یک خیمه به این منظور در بازار این شهر نصب کرده است.

از کاندیداهای ریاست جمهوری، اولین کسی که برای انجام تبلیغات انتخاباتی خود هفته گذشته به بامیان سفر کرد، عبدالجبار ثابت است.

+ نوشته شده توسط .... در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت 10:4 |
   هزاره های کویته

خوانندگان محترم شما قضاوت کیند.

+ نوشته شده توسط .... در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 و ساعت 11:53 |

سایت همایت از رمضان بشر دوست

+ نوشته شده توسط .... در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 و ساعت 11:50 |

عکس رهبری شهید(ره)که توسط انجمن اینده سازان به مناسبت سالروز تولد وی نشر شده بود.

آ ه ای همیشه، وسوسه واژه های من
هر لحظه، ذوق گفتن شعری برای من

هر روز، چشمهای مرا، میزنی کلید
هر لحظه، در برابر من، می شوی شهید

هر روز، تکه، تکه، شده تا زه می شوی
در خلق، بیش و بیشتر، آوازه می شوی

روح تو چشمه ای است که در خاک جاری است
روحی که خاک در جریا نش ، بهاری است
                  محمد بشیر رحیمی

+ نوشته شده توسط .... در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 و ساعت 11:24 |

                                            اسلام علیک یا اباعبدالله                       تشنگی

نمی دانم از کجا شروع کنم خیلی برام سخت است وسخت تر از همه این که هیچ کسی نمی تواندقضیه  کربلای حسینی (ع)راباز بان وگوش ویاشنیدن وگفتن درک کند زیرا زبان در این موردخاموش وگوش کرمی شود.اری کربلای حسینی بیش از انکه گفتنی وشیندنی باشد حس کردنی وفهم شدنی است.بنابرین نبایدرابطه باقضیه کربلای حسینی (ع)راصرفادرمیا نجی گبری زبان محدودکرد.باید عاشق شد عارف شد.ودر خلسه عارفانه وعاشقانه حقیقت کربلا را مجنون وار شهودکرد.اری تمام اتفاقات که در کربلاحسینی روخ داده است غم انگیز ترین ودلخراشترین حادثه  ی بوده که در تاریخ بشریت اتفاق افتاده است که قلب هر انسان باشعوری را تکه تکه وپاره پاره می کند.وقلم عاجز تر از ان است که بتوانداین حادثه ی عظیم را به نمایش قرار دهد.وبهتر ان است که لحظه ی به خومان بیایم وقضیه کربلا را عارفانه وعاشقانه شهود کنیم .اری تمام وقایع عاشورا غم انگیزاست.اما غم انگیزتر ان تشنگی است .نمی دانم از کدام تشنگی بنویسم از تشنگی کودکان امام حسین (ع)یا از تشنگی اصحاب وانصارامام برای شهادت ؟از لبهای خشکیده ی کودکان امام حسین یا از لحظه شماری یاران امام برای نوشیدن شربت شهادت.نه نه من نمی تونم از تشنگی ها ویا لبهای خشکیده ی کودکان کربلا بنویسم اری من طاقت این کار را ندارم .زیرا هروقت که قلم در دست گرفتم که ازتشنگی های کودکان بنویسم دست هایم به لرزه درمیاد وخودکاراز کار می افتد اری من نمی تونم در این مورد چیزی بنویسم.ولی از تشنگی های شدید مردان اللهی برای نوشیدن شربت شهادت می توانم بنویسم که واقعا این تشنگی مردان اللهی تا چی اندازه شدید بوده است .بطوریکه انسان می تواند در اینجا معنای عشق حقیقی را درک کندودر این جاست که عاشقان اللهی خدارا به عینی مشاهده می کنند.وبرای فناشدنددرراهی معشوق ودیداری حق لحظه شماری می کنندوهرثانیه برای این عاشقان اللهی دیری می کنند.

اری این مردان اللهی تشنگان شهادت است که حاضراست در راهی دفاع از اسلام وقران وزنده کردن سنت رسوالله خودشان را قربانی کنند.اری این مردان اللهی است که باتمام وجود اماده است که در راهی حق وبرای پاسداری از حق وحقیقت خودشان فداکنند.اری تنها کسانی که تشنگی را احساس ودرک کرده است قدر تشنگی را می دانند.ومی دانند که این تشنگی چقدر شیرین است بطور که وقتی امام حسین(ع) «از قاسم بن الحسن سئوال می کند که شهادت درنزدی شما چی طعمی دارد؟حضرت قاسم جواب می دهد« الشهادت احلامن العسل» صدا می زند عمو جون شهادت در نزدمن شیرین تر از عسل است»اری این ها تشنگان کربلا بودند.که برای شهید شدند درراهی حق وحقیقت لحظه شماری می کنند.

سلام بر لبهای تشنگان کربلا.سلام بر خیمهای نیم سوخته سلام بر مردان اللهی سلام بر لب خشکید ی علی اصغر حسین سلام برتمام شهدای کربلا.

                                                     علی صادقی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط .... در سه شنبه هفدهم دی 1387 و ساعت 12:20 |

                                                           بسمه تعالی

شب بود ومن تنهای تنها،وتنها تر از همیشه،دراتاق مشغول کتاب خواندن بودم،ویک دفعه گوشی ام زنگ خورد،وجواب دادم وصدای یکی از بهترین دوستانم که سالها بود،از همدیگر جدا شده بودیم ،شیندم،واوگفت من به نزد تو می ایم،بدون مکث حرفشو قطع کردم،گفتم مگر شما به کجاهستید؟گفت من نزدیگ شهری که تو زندگی می کنی هستم،من فورا گلایه را شروع کردم،گفتم منوفراموش کرده ی اری؟گفت چطورمگه؟گفتم به شهری که من زندگی می کنم تو میای امااز من خبر نمی گیری؟گفت نه الان رسیده ام،بازهم گفت دلم برات تنگ شده است،الان دارم به دیدنی شما می ایم،ومن گفتم منتظرت هستم،چقدر خوشحال شده بودم وخوشحال تر اینکه بهترین دوستی قدیمی ام را دوباره می دیدم،باخودم گفتم دیگر از تنهای درامدم،دیگرهیچگاه تنها نخواهم بود.ومن منتظراونسشته بودم،لحظه شماری می کردم،وهرثانیه برام دیری می کرد،رفیقان اتاقم همه خوابیدند،وفقط من بودم که همه چیزرا فراموش کرده بودم،ولحظه شماری می کردم،که کی دوستم از راه برسد،واز شوق دیدنی اون باخودم بازی می کردم،چی احساسی برام دست داده بود،دنیابرام چراغانی شده بود همه چیزبرام زیباشده بود،باساعت که روی دیواربودنگاه کردم،دیدم خیلی دیرشده،اما از بس که علاقه ی دیداراورا داشتم،هیچ توجه به دیری ساعت نکردم،اما شب به پایان امد،ولی اونیامد،بازهم دلم درفضای از تنهای سفرکرد.

                                                              صادقی

+ نوشته شده توسط .... در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 و ساعت 10:58 |

پوستر ویژه فراخوان سومین مجموعه "تبر و باغ گل سرخ"

اطلاعیه دبیرخانه 

فراخوان سراسری شعر سومین مجموعه "تبر و باغ گل سرخ"

       تا کنون از نشر فراخوان سراسری شعر سومین مجموعه "تبر و باغ گل سرخ" بیش از دو ماه می گذرد که با توجه به اهمیت موضوع، استقبال گسترده شاعران متعهد مقاومت و ضرورت توضیحات بیشتر پیرامون فراخوان، دبیرخانه اهم نکات را در این راستا مشروحاً به اطلاع می رساند:

1-     با توجه به حجم آثار رســــیده از هم اکنون حروفچینی مجموعه شروع شده است و به همین خاطر دبیرخانه یک ماه از مدت ارســــال آثار را کاهـــــش می دهد و آخــــرین مهلت ارسال آثار را 1/10/87 اعلام می نماید.

2-     دبیرخانه صراحتاً اعلام می نماید که مجموعه سوم "تبر و باغ گل سرخ" بانی خاصی ندارد و چاپ مجموعه با هزینه پیش فروش آن تضمین یافته است که تا کنون نیز ادامه دارد. در خصوص پیش فروش مجموعه علاقه مندان تنها با تماس و هماهنگی با شماره تلفن های مندرج در این اطلاعیه می توانند همکاری و مشارکت نمایند. در غیر این صورت دبیرخانه هیچ ضمانت و مسئولیتی به عهده ندارد.

3-     شاعران ارجمندی که افزون بر سروده های خود آثاری از دگر شاعران مقاومت در دست دارند صمیمانه تقاضا می شود که آثار مذکور را در اختیار دبیرخانه قرار دهند تا از چاپ در مجموعه باز نماند. بدیهی است که از این عزیزان در دفتر سوم مفصلاً و شخصاً یادآوری و سپاسگزاری به عمل خواهد آمد و همچنین جهت هماهنگی لازم می توانند با دبیرخانه در تماس شوند.

4-     از هنرمندان متعهد  و توانمند طراح و گرافیست صمیمانه دعوت می شود که آثار خود را برای طرح جلد دفتر سوم "تبر و باغ گل سرخ" به دبیرخانه ارسال نمایند. از میان آثار رسیده بهترین اثر برای طرح جلد گزینش خواهد شد و باقی آثار به صورت آلبوم هنری در بخش ضمائم مجموعه به نشر خواهد رسید.

5-     دبیرخانه خود را مجاز به چاپ سروده های می داند که تا کنون در مجلات، ویژه نامه ها و سایت ها در موضوع فراخوان منتشر شده است .

6-     همه عزیزان از رسیدن آثار به دبیرخانه – ضمن نگهداری یک نسخه در نزد خود- با دریافت ایمیل، مراجعه به وبلاگ اختصاصی فراخوان و یا تماس با دبیرخانه اطمینان حاصل کنند. در غیر این صورت به ارسال مجدد آثار اقدام نمایند.

        در پایان از عموم ارجمندانی که در معرفی شاعران دردمند مقاومت و نشر این اطلاعیه در سایت ها، وبلاگ ها، مطبوعات، مراکز و محافل ادبی و فرهنگی در داخل و خارج از کشور دبیرخانه را یاری رسانند تقدیر و تشکر فراوان به عمل می آید.

  دبيرخانه

فراخوان سراسری شعر سومین مجموعه « تبر و باغ گل سرخ»

آخرين مهلت ارسال آثار:  1/1۰/1387.     

 تلفن هاي تماس:  00989354927269  و  00989359775138

آدرس:  ايران، قم، خيابان امام خميني(ره)، هشت متري لوله، کوچه 4 ، پلاک 50، 

 کدپستي: 9 الي57888 ـ 37187 

 

:Website

www.Babamazary.blogfa.com

:  Email 

 babamazary@yahoo.com

 babamazary@gmail.com

+ نوشته شده توسط .... در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 و ساعت 19:39 |
              

                                        آه ای همیشه! دغدغه ی هست و بود من
                                               انگیزه ی تمام و کمال و جود من


                                    از تکه، تکه، تکه، شدن می شوی پدید
                                              هر دم، شهید می شوی، ای تا ابد شهید
                                                   محمدبشیررحیمنی

 

+ نوشته شده توسط .... در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 و ساعت 11:52 |

اقتدار 

اقتدار قدرتی است که از شرائط بنيادی واساسی بر می خيزد وتوسط آن قدرت توجيهه می شود مانند سازمان يا شخصی که از قدرت بنيادی يک سازمان ياقدرت طبيعی ويا کاريزمای خود چنين بهره ای دارد. درمقابل کسانکه چنين قدرت در مورد آن ها اعمال می گردد در پذيرش وقانونی بودن آن قدرت شک وترديد به خودراه نمی دهد. وآن را به عنوان يک قدرت طبيعی وقانونی وعادلانه تلقی می نمايد.

به اين دليل که اقتدار يک قدرت قانونی وطبيعی تلقی می گردد، سازمان بمثابه ای يک قدرت قانونی مفروض دانسته شده از يک قدرت معمولی متمايز می گردد. زيرا قدرت معمولی برای بقاء و حيات خود نيازمند توجيه، می باشد که مستلزم بکار گيری توجيه، تهديد، ويا وعده وپاداش می باشد. تا مورد پذيرش واقع شود.

اما اقتدار برای موجودشدن وموجوديت يافتن به يک سازمان که قدرت هرمی دارد نيازمند است وچنين سازمان قدرتی بايد قانونی تلقی گردد قانونی بودن اين قدرت می تواند مبنی بر تقديس درصورت مذهبی بودن يا حقوق طبيعی استوار باشد. افراد که در اين رابطه قدرتی شرکت دارند در مورد پذيرش بدون قيد وشرط آن ورعايت قوانين به ادامه اين قدرت وتداوم سلطه آن کمک می کند. بعنوان مثال رابطه معلم وشاگرد، کشش عابد، اما وامت، پليس وراننده را نام برد.[1] 

اقتدار نوع خاص از قدرت است که در آن مشروعيت يا قانونيت اعمال قدرت تا حدود خاص است مشروعيت در بسياری از موقعيت های سياسی شامی توسل به نظامی از قانون است اما در معنای وسيع تر، می توان آن را درتطابق بانظام اخلاق دانست وبر گر چند ميان اقتدار سنتی واقتدار (قانونی – عقلانی) تمايز قائل است اقتدار سنتی را مبتنی بر احترام به آداب وسنتهای کهن می دان وبه اين دليل مشروع می داند که هميشه وجود داشته است وتقديس اين شکل از اقتدار مبتنی بر عرف ديرين است در اين نوع اقتدار که برای هرکس جايگاهی خاص می دهد. آن جايگاه برخلاف مناصب ومقام های جديد تعريف نشده است. بدين ترتيب اقتدار سنتی بانظام های موروثی قدرت وامتياز  بستگی تنگاتنگی دارد. 

دومين شکل اقتدار کاريز ماتيک است که تماماً بر شخصيت کاريز مای فرد مبتنی است وی معتقد است که اين واژه از حوزه ادب مسيحيت بر آمده وبه قدرت بخشوده الهی که در قدرت عيسی مسيح برحواريون وبر پيروانش باز تابيده بود مربوط می شود. که البته اين نوع اقتدار کاملا بر ويژه گيهای شخصی وتوانائيهای فردی ومستقيم فرد بر پا شده است. چنانکه در برخی موارد مشاهده می شود رهبری سياسی تقريباً بطور کل براقتدار کاريز مای استوار است. رهبران فاشيستی مانند: هتلر وموسيلينی کوشيدن با رهانيدن خود از عقيده تعريف شده ازرهبری، در قانون اساسی قدتر نامحدودی رابدست آورد.

به عقيده  اندرو هيوود مشکل می توان پذيرفت که اقتدار کاريزمای يک موهبت يا تمايل ورغبتی طبيعی باشد زيرا رهبران سياسی چون هتلر وموسيلنی و استالين اغلب می کوشيدن تا کاريز مارا بسازند.

سومين نوع اقتدار از ديدگاهی وبر اقتدار قانونی  عقلانی هست که می توان اقتدار سنتی را کاملاً تغير داد در واقع می توان گفت که اقتدار قانونی – عقلانی کاملا بخود مقام ومنصب وبه اختيارات رسمی پيوسته است. وهيچ ربطی به صاحب مقام ندارد از اين رو می توان اقتدار قانونی – عقلانی را از اقتدار کاريزماتيکی کاملاً متمايز دانست ونيز از اقتدار سنتی نيز متفاوت می گردد و بر نقش بروکراتيک کاملاً تعريف شده مبتنی می گردد. ودر اين نوع اقتدار قدرت هميشه و بروشنی تعريف گرديده است از ديدگاهی وبر اين شکل اقتدار بر هردو اقتدار سنتی وکاريز ماتيک بر تری دارد. [2] 

 اما به عقيده برخی صاحب نظران مثل استفان. دی. تنسی هم اقتدار سنتی و هم اقتدار قانونی – عقلانی به طور طبيعی به نظامی از قانون باز می گردد. [3]



[1] - دانشنامه علم سياست، دکتر علی رحيق اغصان، با همکاری دکتر مارک گلی، انتشارات صبا، 1384، ص30.

[2] - مقدمه نظريه سياسی، اندرو هيوود، ترحمه: عبدالرحمن عالم، نشر قومس، تهران، 1383، 195و202.

[3] - مبانی علم سياست، استفان. دی. تنسی ترجمه: دکتر حميد رضا ملک محمدی، نشر داد گستر، تهران، 1379، ص74.

+ نوشته شده توسط .... در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 1:39 |


Powered By
BLOGFA.COM


نمایش بازدیدکنندگان ازاول فروردین 1386