تبليغاتX
بسوی بی نهایت
 
   هزاره های کویته

خوانندگان محترم شما قضاوت کیند.

|+| نوشته شده توسط .... در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388  |
 

سایت همایت از رمضان بشر دوست

|+| نوشته شده توسط .... در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388  |
 

عکس رهبری شهید(ره)که توسط انجمن اینده سازان به مناسبت سالروز تولد وی نشر شده بود.

آ ه ای همیشه، وسوسه واژه های من
هر لحظه، ذوق گفتن شعری برای من

هر روز، چشمهای مرا، میزنی کلید
هر لحظه، در برابر من، می شوی شهید

هر روز، تکه، تکه، شده تا زه می شوی
در خلق، بیش و بیشتر، آوازه می شوی

روح تو چشمه ای است که در خاک جاری است
روحی که خاک در جریا نش ، بهاری است
                  محمد بشیر رحیمی

|+| نوشته شده توسط .... در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387  |
 

                                            اسلام علیک یا اباعبدالله                       تشنگی

نمی دانم از کجا شروع کنم خیلی برام سخت است وسخت تر از همه این که هیچ کسی نمی تواندقضیه  کربلای حسینی (ع)راباز بان وگوش ویاشنیدن وگفتن درک کند زیرا زبان در این موردخاموش وگوش کرمی شود.اری کربلای حسینی بیش از انکه گفتنی وشیندنی باشد حس کردنی وفهم شدنی است.بنابرین نبایدرابطه باقضیه کربلای حسینی (ع)راصرفادرمیا نجی گبری زبان محدودکرد.باید عاشق شد عارف شد.ودر خلسه عارفانه وعاشقانه حقیقت کربلا را مجنون وار شهودکرد.اری تمام اتفاقات که در کربلاحسینی روخ داده است غم انگیز ترین ودلخراشترین حادثه  ی بوده که در تاریخ بشریت اتفاق افتاده است که قلب هر انسان باشعوری را تکه تکه وپاره پاره می کند.وقلم عاجز تر از ان است که بتوانداین حادثه ی عظیم را به نمایش قرار دهد.وبهتر ان است که لحظه ی به خومان بیایم وقضیه کربلا را عارفانه وعاشقانه شهود کنیم .اری تمام وقایع عاشورا غم انگیزاست.اما غم انگیزتر ان تشنگی است .نمی دانم از کدام تشنگی بنویسم از تشنگی کودکان امام حسین (ع)یا از تشنگی اصحاب وانصارامام برای شهادت ؟از لبهای خشکیده ی کودکان امام حسین یا از لحظه شماری یاران امام برای نوشیدن شربت شهادت.نه نه من نمی تونم از تشنگی ها ویا لبهای خشکیده ی کودکان کربلا بنویسم اری من طاقت این کار را ندارم .زیرا هروقت که قلم در دست گرفتم که ازتشنگی های کودکان بنویسم دست هایم به لرزه درمیاد وخودکاراز کار می افتد اری من نمی تونم در این مورد چیزی بنویسم.ولی از تشنگی های شدید مردان اللهی برای نوشیدن شربت شهادت می توانم بنویسم که واقعا این تشنگی مردان اللهی تا چی اندازه شدید بوده است .بطوریکه انسان می تواند در اینجا معنای عشق حقیقی را درک کندودر این جاست که عاشقان اللهی خدارا به عینی مشاهده می کنند.وبرای فناشدنددرراهی معشوق ودیداری حق لحظه شماری می کنندوهرثانیه برای این عاشقان اللهی دیری می کنند.

اری این مردان اللهی تشنگان شهادت است که حاضراست در راهی دفاع از اسلام وقران وزنده کردن سنت رسوالله خودشان را قربانی کنند.اری این مردان اللهی است که باتمام وجود اماده است که در راهی حق وبرای پاسداری از حق وحقیقت خودشان فداکنند.اری تنها کسانی که تشنگی را احساس ودرک کرده است قدر تشنگی را می دانند.ومی دانند که این تشنگی چقدر شیرین است بطور که وقتی امام حسین(ع) «از قاسم بن الحسن سئوال می کند که شهادت درنزدی شما چی طعمی دارد؟حضرت قاسم جواب می دهد« الشهادت احلامن العسل» صدا می زند عمو جون شهادت در نزدمن شیرین تر از عسل است»اری این ها تشنگان کربلا بودند.که برای شهید شدند درراهی حق وحقیقت لحظه شماری می کنند.

سلام بر لبهای تشنگان کربلا.سلام بر خیمهای نیم سوخته سلام بر مردان اللهی سلام بر لب خشکید ی علی اصغر حسین سلام برتمام شهدای کربلا.

                                                     علی صادقی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط .... در سه شنبه هفدهم دی 1387  |
 او

                                                           بسمه تعالی

شب بود ومن تنهای تنها،وتنها تر از همیشه،دراتاق مشغول کتاب خواندن بودم،ویک دفعه گوشی ام زنگ خورد،وجواب دادم وصدای یکی از بهترین دوستانم که سالها بود،از همدیگر جدا شده بودیم ،شیندم،واوگفت من به نزد تو می ایم،بدون مکث حرفشو قطع کردم،گفتم مگر شما به کجاهستید؟گفت من نزدیگ شهری که تو زندگی می کنی هستم،من فورا گلایه را شروع کردم،گفتم منوفراموش کرده ی اری؟گفت چطورمگه؟گفتم به شهری که من زندگی می کنم تو میای امااز من خبر نمی گیری؟گفت نه الان رسیده ام،بازهم گفت دلم برات تنگ شده است،الان دارم به دیدنی شما می ایم،ومن گفتم منتظرت هستم،چقدر خوشحال شده بودم وخوشحال تر اینکه بهترین دوستی قدیمی ام را دوباره می دیدم،باخودم گفتم دیگر از تنهای درامدم،دیگرهیچگاه تنها نخواهم بود.ومن منتظراونسشته بودم،لحظه شماری می کردم،وهرثانیه برام دیری می کرد،رفیقان اتاقم همه خوابیدند،وفقط من بودم که همه چیزرا فراموش کرده بودم،ولحظه شماری می کردم،که کی دوستم از راه برسد،واز شوق دیدنی اون باخودم بازی می کردم،چی احساسی برام دست داده بود،دنیابرام چراغانی شده بود همه چیزبرام زیباشده بود،باساعت که روی دیواربودنگاه کردم،دیدم خیلی دیرشده،اما از بس که علاقه ی دیداراورا داشتم،هیچ توجه به دیری ساعت نکردم،اما شب به پایان امد،ولی اونیامد،بازهم دلم درفضای از تنهای سفرکرد.

                                                              صادقی

|+| نوشته شده توسط .... در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387  |
 

پوستر ویژه فراخوان سومین مجموعه "تبر و باغ گل سرخ"

اطلاعیه دبیرخانه 

فراخوان سراسری شعر سومین مجموعه "تبر و باغ گل سرخ"

       تا کنون از نشر فراخوان سراسری شعر سومین مجموعه "تبر و باغ گل سرخ" بیش از دو ماه می گذرد که با توجه به اهمیت موضوع، استقبال گسترده شاعران متعهد مقاومت و ضرورت توضیحات بیشتر پیرامون فراخوان، دبیرخانه اهم نکات را در این راستا مشروحاً به اطلاع می رساند:

1-     با توجه به حجم آثار رســــیده از هم اکنون حروفچینی مجموعه شروع شده است و به همین خاطر دبیرخانه یک ماه از مدت ارســــال آثار را کاهـــــش می دهد و آخــــرین مهلت ارسال آثار را 1/10/87 اعلام می نماید.

2-     دبیرخانه صراحتاً اعلام می نماید که مجموعه سوم "تبر و باغ گل سرخ" بانی خاصی ندارد و چاپ مجموعه با هزینه پیش فروش آن تضمین یافته است که تا کنون نیز ادامه دارد. در خصوص پیش فروش مجموعه علاقه مندان تنها با تماس و هماهنگی با شماره تلفن های مندرج در این اطلاعیه می توانند همکاری و مشارکت نمایند. در غیر این صورت دبیرخانه هیچ ضمانت و مسئولیتی به عهده ندارد.

3-     شاعران ارجمندی که افزون بر سروده های خود آثاری از دگر شاعران مقاومت در دست دارند صمیمانه تقاضا می شود که آثار مذکور را در اختیار دبیرخانه قرار دهند تا از چاپ در مجموعه باز نماند. بدیهی است که از این عزیزان در دفتر سوم مفصلاً و شخصاً یادآوری و سپاسگزاری به عمل خواهد آمد و همچنین جهت هماهنگی لازم می توانند با دبیرخانه در تماس شوند.

4-     از هنرمندان متعهد  و توانمند طراح و گرافیست صمیمانه دعوت می شود که آثار خود را برای طرح جلد دفتر سوم "تبر و باغ گل سرخ" به دبیرخانه ارسال نمایند. از میان آثار رسیده بهترین اثر برای طرح جلد گزینش خواهد شد و باقی آثار به صورت آلبوم هنری در بخش ضمائم مجموعه به نشر خواهد رسید.

5-     دبیرخانه خود را مجاز به چاپ سروده های می داند که تا کنون در مجلات، ویژه نامه ها و سایت ها در موضوع فراخوان منتشر شده است .

6-     همه عزیزان از رسیدن آثار به دبیرخانه – ضمن نگهداری یک نسخه در نزد خود- با دریافت ایمیل، مراجعه به وبلاگ اختصاصی فراخوان و یا تماس با دبیرخانه اطمینان حاصل کنند. در غیر این صورت به ارسال مجدد آثار اقدام نمایند.

        در پایان از عموم ارجمندانی که در معرفی شاعران دردمند مقاومت و نشر این اطلاعیه در سایت ها، وبلاگ ها، مطبوعات، مراکز و محافل ادبی و فرهنگی در داخل و خارج از کشور دبیرخانه را یاری رسانند تقدیر و تشکر فراوان به عمل می آید.

  دبيرخانه

فراخوان سراسری شعر سومین مجموعه « تبر و باغ گل سرخ»

آخرين مهلت ارسال آثار:  1/1۰/1387.     

 تلفن هاي تماس:  00989354927269  و  00989359775138

آدرس:  ايران، قم، خيابان امام خميني(ره)، هشت متري لوله، کوچه 4 ، پلاک 50، 

 کدپستي: 9 الي57888 ـ 37187 

 

:Website

www.Babamazary.blogfa.com

:  Email 

 babamazary@yahoo.com

 babamazary@gmail.com

|+| نوشته شده توسط .... در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387  |
 
              

                                        آه ای همیشه! دغدغه ی هست و بود من
                                               انگیزه ی تمام و کمال و جود من


                                    از تکه، تکه، تکه، شدن می شوی پدید
                                              هر دم، شهید می شوی، ای تا ابد شهید
                                                   محمدبشیررحیمنی

 

|+| نوشته شده توسط .... در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387  |
  مفهوم اقتدار / حامدی

اقتدار 

اقتدار قدرتی است که از شرائط بنيادی واساسی بر می خيزد وتوسط آن قدرت توجيهه می شود مانند سازمان يا شخصی که از قدرت بنيادی يک سازمان ياقدرت طبيعی ويا کاريزمای خود چنين بهره ای دارد. درمقابل کسانکه چنين قدرت در مورد آن ها اعمال می گردد در پذيرش وقانونی بودن آن قدرت شک وترديد به خودراه نمی دهد. وآن را به عنوان يک قدرت طبيعی وقانونی وعادلانه تلقی می نمايد.

به اين دليل که اقتدار يک قدرت قانونی وطبيعی تلقی می گردد، سازمان بمثابه ای يک قدرت قانونی مفروض دانسته شده از يک قدرت معمولی متمايز می گردد. زيرا قدرت معمولی برای بقاء و حيات خود نيازمند توجيه، می باشد که مستلزم بکار گيری توجيه، تهديد، ويا وعده وپاداش می باشد. تا مورد پذيرش واقع شود.

اما اقتدار برای موجودشدن وموجوديت يافتن به يک سازمان که قدرت هرمی دارد نيازمند است وچنين سازمان قدرتی بايد قانونی تلقی گردد قانونی بودن اين قدرت می تواند مبنی بر تقديس درصورت مذهبی بودن يا حقوق طبيعی استوار باشد. افراد که در اين رابطه قدرتی شرکت دارند در مورد پذيرش بدون قيد وشرط آن ورعايت قوانين به ادامه اين قدرت وتداوم سلطه آن کمک می کند. بعنوان مثال رابطه معلم وشاگرد، کشش عابد، اما وامت، پليس وراننده را نام برد.[1] 

اقتدار نوع خاص از قدرت است که در آن مشروعيت يا قانونيت اعمال قدرت تا حدود خاص است مشروعيت در بسياری از موقعيت های سياسی شامی توسل به نظامی از قانون است اما در معنای وسيع تر، می توان آن را درتطابق بانظام اخلاق دانست وبر گر چند ميان اقتدار سنتی واقتدار (قانونی – عقلانی) تمايز قائل است اقتدار سنتی را مبتنی بر احترام به آداب وسنتهای کهن می دان وبه اين دليل مشروع می داند که هميشه وجود داشته است وتقديس اين شکل از اقتدار مبتنی بر عرف ديرين است در اين نوع اقتدار که برای هرکس جايگاهی خاص می دهد. آن جايگاه برخلاف مناصب ومقام های جديد تعريف نشده است. بدين ترتيب اقتدار سنتی بانظام های موروثی قدرت وامتياز  بستگی تنگاتنگی دارد. 

دومين شکل اقتدار کاريز ماتيک است که تماماً بر شخصيت کاريز مای فرد مبتنی است وی معتقد است که اين واژه از حوزه ادب مسيحيت بر آمده وبه قدرت بخشوده الهی که در قدرت عيسی مسيح برحواريون وبر پيروانش باز تابيده بود مربوط می شود. که البته اين نوع اقتدار کاملا بر ويژه گيهای شخصی وتوانائيهای فردی ومستقيم فرد بر پا شده است. چنانکه در برخی موارد مشاهده می شود رهبری سياسی تقريباً بطور کل براقتدار کاريز مای استوار است. رهبران فاشيستی مانند: هتلر وموسيلينی کوشيدن با رهانيدن خود از عقيده تعريف شده ازرهبری، در قانون اساسی قدتر نامحدودی رابدست آورد.

به عقيده  اندرو هيوود مشکل می توان پذيرفت که اقتدار کاريزمای يک موهبت يا تمايل ورغبتی طبيعی باشد زيرا رهبران سياسی چون هتلر وموسيلنی و استالين اغلب می کوشيدن تا کاريز مارا بسازند.

سومين نوع اقتدار از ديدگاهی وبر اقتدار قانونی  عقلانی هست که می توان اقتدار سنتی را کاملاً تغير داد در واقع می توان گفت که اقتدار قانونی – عقلانی کاملا بخود مقام ومنصب وبه اختيارات رسمی پيوسته است. وهيچ ربطی به صاحب مقام ندارد از اين رو می توان اقتدار قانونی – عقلانی را از اقتدار کاريزماتيکی کاملاً متمايز دانست ونيز از اقتدار سنتی نيز متفاوت می گردد و بر نقش بروکراتيک کاملاً تعريف شده مبتنی می گردد. ودر اين نوع اقتدار قدرت هميشه و بروشنی تعريف گرديده است از ديدگاهی وبر اين شکل اقتدار بر هردو اقتدار سنتی وکاريز ماتيک بر تری دارد. [2] 

 اما به عقيده برخی صاحب نظران مثل استفان. دی. تنسی هم اقتدار سنتی و هم اقتدار قانونی – عقلانی به طور طبيعی به نظامی از قانون باز می گردد. [3]



[1] - دانشنامه علم سياست، دکتر علی رحيق اغصان، با همکاری دکتر مارک گلی، انتشارات صبا، 1384، ص30.

[2] - مقدمه نظريه سياسی، اندرو هيوود، ترحمه: عبدالرحمن عالم، نشر قومس، تهران، 1383، 195و202.

[3] - مبانی علم سياست، استفان. دی. تنسی ترجمه: دکتر حميد رضا ملک محمدی، نشر داد گستر، تهران، 1379، ص74.

|+| نوشته شده توسط .... در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387  |
 مفهوم دولت / حامدی

 

مفهوم دولت

 

                                            محمد علی حامدی

 

 دولت از موضوعات مهم است که امروزه در جغرافيای سياسی جهان مورد مطالعه وبررسی قرار می گيرد دولت های امروزی که نقشه سياسی جهان امروز را تشکيل می دهد پديده ای نسبتاً جديدی است. امروزه بيش از 172 دولت مستقل که وضعی

 

 کاملاً غير عادی دارد تقسيم بندی سياسی جهان راشکل می بخشد دولت دارای عناصر هست که آن عناصر اجزای تکشيل دهنده ای آن بحساب می آيد. [i][1]    

دکتر ابوالقاسم طاهری دولت را مجموعه ای می داند که به دليل تملک اراضی مشترک وهمچنين روحيه ای جمعی خيروصلاح همديگر که علت اصلی بوجودآمدن اين گونه اجتماعات است به هم ديگر رابطه وپيوند بر قرار نموده اند وحاضر نيستند جدا از هم زندگی کنند.[ii][2]  در جای ديگر آمده است؛ امروزه دولت يکی از بزرگترين وپيچيده ترين نهاد سياسی است وشناخت اين نهاد سياسی مستلزم آگاهی به واقعيت ها ی زنده گی سياسی، سنت ها، وباوردها، وهمچنين ضوابط حقوقی هست. دراين ديدگاه دولت تنها چهار چوب نهاد سياسی و والاترين مرجع تصمیم  گيری سياسی واعمال قدرت وحاکميت واز بغرنج ترين نهاد های سياسی محسوب می گردد، تا آنجا که در درون کشور نهاد همپای آن ودر بيرون نهاد بالای آن وجود ندارد.[iii][3] 

  مفهوم دولت کاربردها، تعاريف ومعانی بسيار گسترده ومتعددی دارد ومی توان آن را برای اطلاق به طيف وسيع ومجموعه ای از نهاد ها وامثال آن بکار برد. به اعتقادا اکثر نظريه پردازان علوم سياسی، دولت مفهومی فراگير ومحيط برحکومت است.

از ديدگاه هگل دولت به سه مفهوم آمده است:

1.   دولت بيرونی.  

2.  دولت سياسی

3.  دولت اخلاقی:

    دولت بیرونی: مجموعه ای منظم از قوانين است. همين معنای دولت است که در پشت مفاهيمی چون حق انتزاعی، اخلاق وجامعه مدنی در کتاب فلسفه حق نهفته است. مفهوم حق انتزاعی و دولت قواعد حاکم بر حقوق وآزادی های فردی انسان هاست.  فرد که دارای استقلال، اختيارات وبرخی حقوق فردی وشخصی هست با دولت به عنوان يک قدرت بيرونی وخارج از خود روبرو می گردد.

دولت سياسی : هگل در کتاب مذکور به عنوان قانون اساسی، مفهومی پيشرفته تر از مفهومی قبلی را عرضه می کند. مفهوم دولت در اين جا برحسب نهاد های خاص حکومت بررسی می شود. وی در اين جا به نظام قدرت سياسی نظر  دارد. وتوصيف ساختاری دولت سياسی را توصيفی نسبتاً مرسوم ومعمولی از دولت می داند.

دولت اخلاقی : سومين معنای دولت که هگل آن را عرضه می کند واز دولت سياسی متمايز است مفهوم دولت اخلاقی می باشد. هگل دولت اخلاقی رانه صرفاً مجموعه ای قوانين مستقل از علائق شهر وندان ونه ساختار سياسی ونماينده مجموع از منافع موجود است بلکه از لحاظ  صوری نهاد اخلاقی هست که در قالب قوانين وساختار سياسی خود متضمن علائق افراد است. مفهوم اخلاقي دولت مبين دولت كامل يعني جامع‌ترين و كامل‌ترين معناي دولت است

 


 [iv][1]  رهياقت بر علوم سياست وجنبش های اسلامی معاصر، عبدالوهاب فراتی، مرکز جهانی علوم اسلامی، 1378، ص159 .

[v][2] - تاريخ عقايد سياسی، ابوالقاسم طاهری، انتشارات دانشگاه پيام نور، قم، ص74.

[vi][3] - مبانی سياست عبدالحميد ابوالحمد، جلد نخست،  انتشارات توس، تهران، 1376، ص 184 و 149.

[vii][4] - - خبر گذاری فارس، محمد حسين امامی، دولت در انديشه هگل.

  

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط .... در پنجشنبه نهم خرداد 1387  |
 حکمتبار وزلمی خلیل زاد می ایند

آقای متین، معلوم میشود که خودت هم از جمله یکی از این قاتلان استی که دستت و فکرت همه آغشته است به خون شصت و سه هزار مظلوم که در کابل بعد از پیروزی سیاه اشرار کثیف کشته شدند. چون اگر زره یی از افغانیت و احساس بشر دوستی در وجودت میبود پیش از جواب دادن به من از خود سوال میکردی که:

این همه آدم ربایی، دزدی، قتل، ناامنی محصول دست کیست؟

از نوشته زیاد حذر میکنم چون هر دلیلی همچون یاسین خواندن در گوش تان است.

                                           سیمانوری

     سلام بر خواهر محترم سیما نوری : باید عرض کنم من باخواندن این پاسخ شماانقدرخندیدم،که بدنم تکان می خوردوهمراه بامن صندلی که روی ان نشسته بودم پاسخ شما را می نویشتم خنده می کرد.نمی دانم به حال من خنده می کرد ویابحال شماکه با روءیاهای رنگارگ منتظرموعوومنجی هستید که بیایند،تاشماوکسانی که در این تخیلات بچگانه گرفتاراست در بهشت جاویدان برسانند.داستان جالبی می شود وقت ندارم بنویسم نمی دانم شماچرابدون اطلاع درمورد کسی که هیچ گونه شناختی نداریدوفقط می دانید که زلمی خلیل زاد یک افغانی است اما فعلا در دولت بوش به دلایلی که در پاسخ قبلی عرض کردم،کار می کندقضاوت می کنید؟من از این پاسخ شما کاملا فهمیدم که شما هیچ گونه شناختی از خلیل زاد نداریدوفقط اسم ان را شنیده اید ویا حداکثرعکس شان را در اینترنت دیده اید.چرا من گفتم کاملافهمیدم که شما بدون شناخت وفقط وفقط ظنی حرف می زنید؟چون یک قضاوت خیلی خوبی در مورد من هم کرده اید تهمت ناحق در حالکه منو نه دیده ایدونه می شناسیدونه...درعین حال با کمال بی شرمی منویکی از قاتلان به حساب اورده اید.نمی دانم شما از روی جنون حرف می زنید ویاهنوز در سن بلوغ نرسیده ایدویاتازه وارد این فضا ها شده اید.من 10سال داشتم که ازوطن ومهینم به دلایل اواره کشورهای دگری شده ام ووالان هم 18سالم است.نمی دانم چرا من قبل از اینکه به دنیا بیام این همه ادمهارا کشته ام وشاید من نخستن کسی باشم که قبل ازاینکه به دنیا بیام این همه جنایت را مر تکیب شده ام که خودم هم نمی دانم ویا...............خیلی حرف های تان مضحک وخنداوراست .نمی دانم بحال شما بخندم ویاگریه کنمچون کسانی که جنون دارد نباید بحال انهاخندید چون انها تکلیف ندارد.و........... واگربازهم به گمانی خودکه تمام حرفهای شمااز روی گمان است یقین داری که من یک قاتل هستممی توانیم ازطریق چت همدیگر را ببینیم.ادرس ایمیل است sadeqhi@yahoo.com.تایقین کنی که من 18سال بیشتر ندارم. برات توصیه می کنم هیچ گاه از روی احساسات حرف نزن زیراحرف های که بدون تامل ودقت باشدپشیمانی زودهنگام رابه دنبال دارد.   

                                       متین 

|+| نوشته شده توسط .... در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387  |
 
 
بالا